الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

36

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

* در تبيين قائم مقامى اصول عمليه معتبره از قطع مثال بزنيد ؟ ج : در صورتى كه ما قطع به وجوب جمعه در زمان غيبت پيدا ننموديم به خبر ثقه‌اى نيز دست نيافتيم ، چنانچه اصل استصحاب دلالت نمايد بر وجوب جمعه در زمان حضور امام ( عج ) ؛ و ما در زمان غيبت ، شك در بقاء وجوب جمعه پيدا نماييم . استصحاب مىكنيم بقاء وجوب را ، پس امتثال لازم مىآيد چون استصحاب امر ظاهرى مىآورد . * چرا امارات معتبره و اصل عملى معتبر نمىتواند جانشين قطع موضوعى شوند ؟ ج : زيرا در قطع موضوعى ، حالت قطع در برابر ساير حالات نفسانيه مكلف ( ظن و شك . . . ) موضوعيت دارد و حكم وجودا و عدما داير مدار قطع است ، چيز ديگرى نمىتواند جانشين قطع شود . در نتيجه : تا زمانى كه قطع موجود است حكم هم وجود دارد و به مجرد از بين رفتن قطع ، حكم هم برداشته مىشود ، چه ظن باشد يا نه ، چه اصل عملى باشد يا نه كه در چنين صورتى امتثال لازم نمىباشد . * ويژگى قطع طريقى چيست ؟ ج : اين است كه ، حكم در قطع طريقى بر ذات يك موضوع واقعى حمل مىشود و دخالتى در تشريع آن نسبت به مكلّف ندارد ، و اعتبارش تنها به اين است كه طريق است و واقع را نشان مىدهد . و لذا هر امارهء معتبره و اصل شرعى و عقلى از اصول عمليّهء معتبره كه داراى خصوصيت مذكور باشد يعنى بتواند واقع را نشان دهد ( مثل : بينه و استصحاب ) مىتواند به‌جاى قطع قرار گرفته و فايده‌اى را كه بر قطع مترتّب است افاده كند و از اين جهت فرقى با قطع ندارد . * در تبيين جانشينى امارات و اصول عمليه به‌جاى قطع طريقى مثال بزنيد ؟ ج : فى المثل : اگر ما نسبت به وجوب جمعه در عصر غيبت قطع پيدا نكرديم لكن خبر واحد ثقه كه شرعا حجّت است قائم شد بر وجوب جمعه ، لازم الاتيان است . يا مثلا : اگر در دليل آمده است كه ( الخمر حرام ) و مكلّف به خمر بودن مايعى كه در برابر اوست قطع پيدا نمود بايد از آن اجتناب كند . حال اگر به خمر بودن آن قطع پيدا نكرد ولى بيّنه‌اى بر خمر بودنش اقامه شد باز بايد اجتناب كند يا اگر بينه هم اقامه نشد و لكن مكلّف مىدانست كه سابقا در فلان ظرف خمر بوده و اكنون در خمر بودنش شك دارد ، استصحاب بقاء خمر ، او را موظف به اجتناب از آن مايع مىكند . * تفاوت اساسى قطع طريقى با امارات معتبره در چيست ؟